اختصاصی صفحه اقتصاد
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال فریبا از شبکه سه سیما
سریال فریبا به کارگردانی محمود معظمی و تهیهکنندگی سید رامین موسوی ملکی، از ۲۲ دی ۱۴۰۳ هر شب ساعت ۲۰:۴۵ از شبکه سه سیما پخش میشود.

سریال فریبا به کارگردانی محمود معظمی و تهیهکنندگی سید رامین موسوی ملکی، از ۲۲ دی ۱۴۰۳ هر شب ساعت ۲۰:۴۵ از شبکه سه سیما پخش میشود. این مجموعه که از عفیف به فریبا تغییر نام داده، قرار است تا در ۴۰ قسمت ۴۵ دقیقهای بر روی آنتن تلوزیون برود. بازپخش این مجموعه نیز هر روز ساعت ۱۴:۴۵ دقیقه خواهد بود.
سریال فریبا داستان زندگی یک زن جوان است که در دنیای پرزرقوبرق فضای مجازی به شهرت رسیده و با چالشهای روانی، اجتماعی و اخلاقی متعددی مواجه میشود که زندگی او را به طور کامل دگرگون میسازد.
قسمت آخر سریال فریبا
مسعود و محمد حسین همچنان در حال تعقیب ماشین هستند آنها به یک خونه ویلایی میرسند که از دور آنجا را زیر نظر دارند تا تو یه فرصت مناسب به داخل برن. ترنم را به اتاق عمل بردند تا اعضای بدنشو برای فروش در بیارن.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۳۴ سریال فریبا
آدم رباها نسترن و پارسا را بیهوش میکنند و یه نفرشون کنار راننده میشینه و با اسلحه تهدیدش میکنه و میگه پایان سفر را بزنید جایی که من میگم برو وگرنه دیگه رنگ زن و بچتو هم نمیبینی!... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۳۳ سریال فریبا
فریبا با سوگند رفتن به خونه بهروز و اونجا از تلویزیون اخبار مربوط به بازداشت بهروز و سرنوشت نامعلوم فریبا و پناه را میبینند. آنها حسابی عصبی و به هم ریخته هستند که سوگند از فریبا میخواد به اعصاب خودش مسلط باشه فریبا بهش میگه آخه چه جوری من الان به اعصاب خودم مسلط باشم.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۳۲ سریال فریبا
بهروز دوباره بازی را میبازه و پولشو از دست میده او از کیارش میخواد تا بهش پول قرض بده تا بتونه ببره و برگردونه بهش کیارش قبول میکنه و بهش میگه برو تو اتاق واسه بازی بهروز خوشحال میشه.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۳۱ سریال فریبا
فریبا در حال رفتن به خونه اش هست که تو راهرو ایرپادشو میزاره تو گوشش و به پارسا زنگ میزنه ولی هنوز حرف خاصی نزده که تا در خونه اش را باز میکنه جلالی مدیر ساختمان اونو از پشت هل میده تو واحد و درو میبنده سپس تهدیدش میکنه به قتل و میگه گوشی و کیفشو بزاره رو میز پارسا صدای اون مردو میشنوه... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۳۰ سریال فریبا
بهداد رفته خونه بهروز. او میگه ببخشید اگه یکم خونه بهم ریخته ست او میگه خونه مجردی همینه دیگه یه چند روزی باید عادت کنی بهم بهروز میگه خونه خودتونه ولی اتفاقی افتاده؟ او میگه از همین دعواهای زن و شوهری دیگه ولی میخوام چند روزی تنها باشم... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۹ سریال فریبا
ترنم با یکی از بچه های قسمت مدلینگ تو کافه قرار گذاشته و باهاش صحبت میکنه و بعد از کمی احوالپرسی و خبر گرفتن بهش میگه دوست دارم بیام تو کار شما از این طریق برم خارج از کشور او بهش میگه کار مت چه ربطی به خارج داره؟ ... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۸ سریال فریبا
فریبا رفته خونه سوگند و بهش میگه این عکسه تازه ست حالا؟ سوگند میگه همین امروز همه جا پر شده تاره خود کافه هم تازه استوری گذاشته مهمون ویژه امشب! فریبا میگه آخه این چه کاری بود که کردن باورم نمیشه! سوگند با کلافگی میگه من این همه بهشون گفتم تا تموم شدن این پروژه جایی باهم آفتابی نشین! .... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۷ سریال فریبا
ابراهیم تو اتاق هتل نشسته و به عکس مادرش و خواهرش نگاه میکنه او نسبت به کاری که بهداد بهش گفته بود انجام بده دو دل شده و کلاً میخواد برگرده ایران به خاطر همین به لابی میره و از قسمت رزروشن هتل آدرس و شماره آژانس هواپیمایی میگیره.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۶ سریال فریبا
ابراهیم به ترنم زنگ میزنه که او با بی حوصلگی جوابشو میده ابراهیم جا میخوره و میگه همیشه انقدر با بی حالی جواب میدی یا الان اینجوری؟ ترنم با ناراحتی میگه کارتونو بگین ابراهیم میگه میخوای حالا که بهت زنگ زدم یکم نرم تر باهام حرف بزنی؟.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۵ سریال فریبا
بهروز ازش میپرسه شما از ماشین خبر داشتین؟ فریبا میگه معلومه که داشتم خودم از بین ماشینها اینو انتخاب کردم گفتم هم ماشین خوبیه درخور شخصیت پناه هستش هم کار راه اندازه بهروز ازش میپرسه که امروز برنامه چیه و باید چیکار کنم؟ .... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۴ سریال فریبا
فریبا مقاومت میکنه و میگه من به تو کیفو نمیدم میرم به اون آدرسی که گفتن بهم او میگه مگه من دیوونه ام برم به اون آدرس کیفو بده اگه ندی تمام عکسات تو فضای مجازی پخش میشه! .... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۳ سریال فریبا
فریبا تو ماشین نشسته و میبینه که یه صدای ضبط شده اونجا گذاشتن که فریبا گوش میده و میبینه تهدیدش کردن که ۵۰هزار دلار آماده کنه ۸ فرداشب بهش خبر میده کجا باید بیاره.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۲ سریال فریبا
سوگند با نسترن و بهروز تو یه کافه قرار گذاشته تا درباره قرارداد باهاشون صحبت کنه سپس درباره رقم قرارداد هم حرف میزنه.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۱ سریال فریبا
نسترن وقتی میخواد بره شرکت کلافه و عصبیه اما خودشو کنترل میکنه و به داخل میره. ت نم نیش ابراهیم در حال آموزش عکاسیه تا با گوشیش بتونه از لباس های مادرش خوب عکاسی کنه. بهروز سرکارش با دوست و صاحب کارش در حال صحبت کردنه که یه نفر میره پیششون و بسته ای بهش میده او با دیدنش میگه از زرف کیه؟!.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲۰ سریال فریبا
بچههای شرکت همه کنجکاون تا ببینن فریبا قراره با کی ازدواج کنه و پناه کی هست! یکی از آنها با کلافگی میگه از وقتی که اطرافیانم فهمیدن تو شرکتی کار میکنم که فریباشو اینجا رفت و آمد داره ۱۰۰ نفر بهم زنگ زدن تا ازم بپرسن پناه کیه؟ هر چی هم میگم که ما هم نمیدونیم باور نمیکنن خسته شدم دیگه!.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۹ سریال فریبا
مسعود به همراه همکارهاش خط پارسا را ردیابی میکنند آنها از طریق اطلاعاتی که به دست اومده متوجه میشن که پارسا سوار ماشینی شده که پلاک به اسم زنی هستش که شوهرش سابقه داره اونم سابقه بچه ربایی.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۸ سریال فریبا
سعید به پسرش پارسا زنگ میزنه تا ببینه حالش چطوره بهش خوش میگذره تو اردو یا نه! پارسا تایید میکنه و میگه آره هم هوا خوبه هم حال من خوبه خیلی هم همه چیز خوبه.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۷ سریال فریبا
سوگند و فریبا به همراه نسترن رفتن به کافه سر قرار با بهروز اونجا بهروز نسخهای از قسمت اول داستان فریبا و پناه را بهشون میده تا بخونن سوگند برگه را به فریبا میده .... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۶ سریال فریبا
ابراهیم به بهداد زنگ میزنه و ازش درباره وامی که بهش قول داده بود میپرسه او میگه همه حساب کتابا دست سوگند به اون باید بگی ابراهیم میگه باید ازشون پرسیدم گفتن شرکت خصوصیه وام نمیده بهداد میگه بزار ببینم.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۵ سریال فریبا
ابراهیم وقتی به خانه رفته به کارهای خانه به مادرش کمک میکنه. او از دختر کوچیکش آیدا به ابراهیم میگه که همش بیتابی پدرشو میکنه و همش میگه که پس بابا کجاست کی میاد کجا رفته؟.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۴ سریال فریبا
امانی مامور سیدگی به پروندههای امنیتی رفته به یک کافه و با دختر که اونجا مشغول به کاره صحبت میکنه و میگه اومدم چند تا سوال ازت بپرسم درباره شکوفه. اون دختر بهش میگه من ازش خبری ندارم بهتون که گفتم.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۳ سریال فریبا
محمدحسین با همکارش تو مسیر برگشت حرف میزنه و میگه یه سرنخ پیدا کردیم او میگه چی؟ محمدحسین میگه چندتا عکس نشون دادم که یکیشو شناخت گفت انگار تو ترکیه تو هتل دیدتش همکارش میگه کیو شناخت؟.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۲ سریال فریبا
محمود پدر نسترن میره باهاش صحبت میکنه درباره وضعیت بهروز. نسترن بهش میگه منم میدونم برای سروع یه زندگی باید یه کار با حقوق درست حسابی داشته باشه پدرش میگه خوب پس چی میگی دخترم؟ پس شرط و شروط الکی نذاشتم!.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۱ سریال فریبا
ابراهیم و ترنم تمام آدرسها را رفتن و پکهارو پخش کردن به یک آدرس میرسند که ابراهیم به ترنم میگه این یکیو تو باید بری انجام بدی آدرسشو نوشتم فقط بدون ماشین باید بری ترنم میگه همه رو که خودت رفتی اینم میرفتی دیگه من چی باید بگم؟.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱۰ سریال فریبا
از آگاهی به بهداد زنگ میزنن تا بره به آدرسی که بهشون گفته او میره اونجا که میبینه سوء تفاهم شده و بهشون میگه این دخترها کارمندهای منن و بعد از کمی سوال و جواب پس دادن... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۹ سریال فریبا
مادر ترنم اونو سرزنش میکنه و میگه دفعه آخرت باشه با ماشین یکی دیگه اونجوری تو خیابونا افتادی دنبال یه ماشین دیگه! ترنم میگه باید میدیدی که چجوری لایی میکشیدم اگه ماشین بابارو نمیفروختی کنار من میشستی... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۸ سریال فریبا
بهروز و مادرش رفتن به دم در خانه پدر نسترن که مادرش با دیدن اونجا میگه چند واحدش مال خودشونه؟ بهروز میگه همش مال پدرشه تازه یه واحدش هم به اسم نسترنه او میگه خیلی خوبه هرچی من تو اجاره دادن و بی پولی پدرت زجر کشیدم خیالم از بابت تو و این دختر راحته... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۷ سریال فریبا
بهزاد وقتی به خونه میره سوگند بهش میگه تازگیا شب هم خونه نمیای کجا بودی چیکار میکردی؟ بهزاد میگه کار دیگهای جز پول درآوردن؟ دنبال کارها و بدبختی بودم سپس درباره وضعیت زندگیشون کمی با هم بحث میکنند سپس سوگند میره دفتر.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۶ سریال فریبا
فریبا تو سوله فیلمبرداری رفته تا یه سکانس تبلیغ برای شکلات بازی کنه. وسط فیلمبرداری تلفنش زنگ میخوره که میره جواب بده او با رامین دعوا میکنه که چرا انقد زنگ میزنی؟... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۵ سریال فریبا
ترنم فیلمی که ساخته را به مادرش نشون میده که او خوشش میاد و میگه فکر نمیکردم عمو رجب انقدر خوب بازی کنه ترنم میگه ولی فکر نکنم استقبال بشه ازش خیلی خوب درنیومد! اصلا شاید پاکش کنم مادر ترنم بهش میگه... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۴ سریال فریبا
فریبا و بقیه به تهران برگشتن که تو فرودگاه طرفداران فریبا میرن سمتش و دورشو میگیرن فریبا که در حال لایو گرفتنه طرفدارهاشو تحویل میگیره و باهمدیگه لایو میگیرن و صحبت میکنن. سپس تو مسیر نسترن ازش میپرسه که اون مزاحمه چیشد؟ هنوز خبری ازش هست؟.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۳ سریال فریبا
از رزوشن هتل به نسترن خبر میدن که یه نفر باهاتون کار داره بیرون او وقثتی به جلوی هتل میره میبینه که بهزاد اونجا اومده او جا میخوره و میگه تو اینجا چیکار میکنی؟ مگه همین چند ساعت پیش تو کافه نبودی از اونجا باهام تماس تصویری نگرفتی؟.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۲ سریال فریبا
فریبا وقتی تو کافه نشسته فضای مجازی را چک میکنه که میبینه همان اکانت مشکوک او را تهدید کرده و گفته که میدونه توی اون کافه نشسته فریبا جا میخوره و استرس میگیره.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
قسمت ۱ سریال فریبا
فریبا دختری معروف در فضای مجازی است که تو فرودگاه با دو نفر دیگه سوگند و نسترن در حال رفتن به استانبول هستن که تو فرودگاه لایو میگیره و برای طرفداراش از حس و حالش میگه و باهاشون حرف میزنه.... برای خواندن ادامه داستان روی تیتر کلیک کنید.
نظر شما