دانلود مستقیم قسمت ۲۵ سریال فریبا + خلاصه داستان سریال فریبا قسمت بیست و پنجم

قسمت ۲۵ سریال فریبا را امشب می توانید از شبکه سه سیما ببینید همچنین در این مطلب می توانید دانلود قسمت ۲۵ و خلاصه داستان این قسمت از سریال فریبا را در این مطلب مشاهده کنید.

دانلود مستقیم قسمت ۲۵ سریال فریبا + خلاصه داستان سریال فریبا قسمت بیست و پنجم
صفحه اقتصاد -

جدیدترین قسمت از سریال فریبا در روز ۲۱ بهمن از شبکه سه سیما منتشر خواهد شد، در این مطلب لینک دانلود قسمت بیست و چهارم سریال فریبا به همراه خلاصه داستان سریال فریبا وجود دارد که مشاهده خواهید کرد.

سریال فریبا به تهیه‌کنندگی سید رامین موسوی ملکی و کارگردانی محمود معظمی می باشد، این سریال با هنرنمایی علیرضا خمسه، ستاره سادات قطبی، ارسلان قاسمی، ساناز سعیدی، فرزاد حسنی، امیرمحمد زند، نسیم ادبی، ثریا قاسمی و ... در سال ۱۴۰۳ ساخته شده است.

خلاصه داستان سریال فریبا قسمت ۲۵

بهروز ازش می‌پرسه شما از ماشین خبر داشتین؟ فریبا میگه معلومه که داشتم خودم از بین ماشین‌ها اینو انتخاب کردم گفتم هم ماشین خوبیه درخور شخصیت پناه هستش هم کار راه اندازه بهروز ازش می‌پرسه که امروز برنامه چیه و باید چیکار کنم؟ فریبا بهش میگه به شما هنوز چیزی نگفتن؟ اون میگه نه خبر ندارم فریبا بهش میگه باید بریم هم یه سری استوری و لایو بگیریم هم تبلیغ کنیم یه رستورانی که رزرو شده بهروز بهش میگه خوبه هم فال هم تماشا، فریبا جا می‌خوره و میگه یعنی چی که هم فال هم تماشا؟ بهروز میگه یعنی هم میریم یه غذایی می‌خوریم هم یه جور تفریحه دیگه خوش می‌گذرونیم فریبا بهش میگه سوار شیم تا یه سری چیزارو بهتون بگم.

فریبا بهش میگه من نمی‌دونم اونجا بهتون خوش می‌گذره یا نه به این کاری ندارم ولی یه سری چیزهارو باید حواستون باشه و رعایت کنید اونجا قراره من لایو بگیرم و در کنار کاری که انجام میدم هر از گاهی شما هم وارد لایو می‌شین و فقط زمانی که بهتون اشاره می‌کنم گوشیو می‌چرخونین به سمت خودتون و لایو می‌گیرین! یه سورپرایز هم تو برنامه‌مون هست که همه چیزش با رستوران هماهنگ شده بهروز ازش می‌پرسه چه جور سوپرایزی؟ فریبا میگه تو رستوران بعد از غذا خوردن و لایو گرفتن و حرف زدن با دادن حلقه ازدواج به من سوپرایزم می‌کنین باید نقش همسرهای عاشق پیشه رو بازی کنین و همه چیز طبیعی جلوه داده بشه، بهروز همه را قبول می‌کنه و به سمت رستوران راهی میشن.

تو مسیر بهروز بهش میگه البته من خودم اهل سوپرایز کردنم مثلاً آخرین سوپرایزی که انجام دادم تو همون سفری بود که به استانبول با نسترن رفته بودین. فریبا ازش می‌پرسه چه جور سوپرایزی؟ بهروز بهش میگه یه چند ساعت از ایران اومدم استانبول نسترنو به یه بهونه‌ای کشوندمش به اون ساحلی که روبروی هتلتون بود وقتی اونجا منو دید شاخ داشت در می‌آورد فریبا میگه چه باحال! یعنی این همه راه اومدین فقط برای دیدن و رفتین؟ بهروز میگه نه حلقه ازدواجم آوردم و تو همون ساحل جلوش زانو زدم و ازش خواستگاری کردم فریبا میگه آفرین خیلی قشنگه فقط یه سوال نسترن حلقه رو قبول کرد؟ بهروز جا می‌خوره و میگه آره خب واسه چی؟ فریبا میگه آخه تو دستش همچین حلقه‌ای اصلاً ندیدم کنجکاو شدم بهروز می‌خواد قضیه را ماستمالی کنه و بهش میگه نه خب به خاطر خانواده‌اش تو معذوریت بود که بندازه واسه همین ننداخته و ندیدین فریبا تایید می‌کنه.

گروهی از دکترها به ویلای سامی تو دبی رفتند یکی از دکترها بعد از خوش و بش کردن با سامی به اتاق عمل میره. سارا اونجا بیهوشه اون خانم دکتر با دیدن سارا ازش تعریف می‌کنه و میگه چه دختر زیبایی و با کشیدن پلکش از چشماش هم تعریف می‌کنه همکارش بهش میگه پس از چشماش شروع می‌کنیم سپس شروع می‌کنند. ابراهیم به فرودگاه رفته تا به سمت دبی حرکت کنه ترنم بهش زنگ میزنه که ابراهیم جواب میده و میگه چی شده؟ کارها خوب پیش نرفته؟ سوالی برات پیش اومده؟ من الان فرودگاهم باید تلفنمو قطع کنم هر سوالی داشتی از آقا بهداد بپرس اون راهنماییت می‌کنه تو طول سفرم باید گوشیم خاموش باشه وگرنه بهداد هم دسترسی پیدا می‌کنه و می‌خواد سوال جوابم کنه و بفهمه که کجام!

ترنم قبول می‌کنه و میگه پس خواهشاً هر چند روز یک بار خودتون بهم زنگ بزنین من با آقا بهداد راحت نیستم جواب سربالا میدن ابراهیم قبول می‌کنه. ترنم دلتنگ و نگران حال ابراهیمه. فریبا و بهروز به رستوران رسیدن اونجا اول طبق نقشه بهروز  لایو می‌گیره با گوشی فریبا و به طرفدارهای فریبا میگه که واسش یه سوپرایز دارم فریبا وارد لایو میشه و خودشو جوری نشون میده که انگار خبر نداشته که داره لایو می‌گیره.

بعد از چند دقیقه شروع می‌کنن به غذا خوردن و فریبا لایو می‌گیره از غذاها تعریف می‌کنه. بعد از تمام شدن لایو به بهروز میگه گرسنته؟ بهروز از غذا خوردن دست می‌کشه و بهش میگه نباید بخورم؟ فریبا میگه الان چرا می‌تونی بخوری ولی از این به بعد وقتی من از غذا خوردن دست کشیدم باید تو هم دست بکشی چون دید خوبی نداره از نگاه بقیه چه تو لایو چه تو اجتماع همه ما رو می‌شناسن! در ضمن لقمه‌هایی که می‌خوری زیادی بزرگن توی کادر اصلا جذاب نیست کوچک‌ترش کن!

بهروز بهش میگه این همه حساسیت لازمه؟ او تایید می‌کنه و میگه خیلی. فریبا در حال لایو گرفتنه و رستوران را تبلیغ می‌کنه تا از اونجا برن اما طبق نقشه بهروز اونو با حلقه ازدواج سوپرایز می‌کنه و لایو می‌گیرن. تو شرکت بچه‌ها به همراه نسترن در حال دیدن لایو آنها هستند که نسترن به هم می‌ریزه او به اتاق سوگند میره و درباره پروژه با سوگند صحبت می‌کنه. سوگند بهش میگه که پروژه از یه ماه به دو سه ماه تبدیل شده ترک‌ها ازون زمان خواستن ما هم می‌تونیم تو این فاصله تبلیغاتی خوبی بگیریم نسترن کلافه میشه و بعد از کمی بحث کردن درباره مدت زمان از اونجا میره. ابراهیم به دبی رسیده که راننده سامی به دنبالش اومده و او را به هتل می‌برد....

دانلود سریال فریبا قسمت ۲۵ از شبکه سه

https://telewebion.com/episode/۰x۱۱۶۸ac۶۴

پیشنهاد سردبیر

آیا این خبر مفید بود؟

نتیجه بر اساس رای موافق و رای مخالف

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :

نظر شما

اخبار ویژه

آخرین اخبار