دانلود قسمت ۳۲ سریال فریبا با لینک تلوبیون + خلاصه داستان قسمت ۳۲ سریال فریبا
در این مطلب علاوه بر دانلود سریال فریبا قسمت ۳۲ ، خلاصه قسمت ۳۲ سریال فریبا را نیز می توانید بخوانید.

سریال فریبا که داستان یک بلاگر اینستاگرمی می باشد به تهیهکنندگی سید رامین موسوی ملکی و کارگردانی محمود معظمی ساخته شده است، این سریال با هنرنمایی علیرضا خمسه، ستاره سادات قطبی، ارسلان قاسمی، ساناز سعیدی، فرزاد حسنی، امیرمحمد زند، نسیم ادبی، ثریا قاسمی و ... محصول سال ۱۴۰۳ می باشد.
سریال فریبا هر شب از شبکه سه سیما منتشر می شود، در این مطلب لینک دانلود قسمت سی و دوم سریال فریبا به همراه خلاصه داستان سریال فریبا وجود دارد که مشاهده خواهید کرد.
خلاصه داستان سریال فریبا قسمت ۳۲
بهروز دوباره بازی را میبازه و پولشو از دست میده او از کیارش میخواد تا بهش پول قرض بده تا بتونه ببره و برگردونه بهش کیارش قبول میکنه و بهش میگه برو تو اتاق واسه بازی بهروز خوشحال میشه. اما بهروز بازم میبازه و با قیافه ای درهم و بهم ریخته از اونجا میخواد بره که چندنفر میرن جلوشو میگیرن که بهروز میگه اگه برای شوخی اومدین اصلاً شب مناسبی نیست یکی از آنها بهش میگن که به نظرت ما برای شوخی کردن اومدیم؟ سپس بهش میگن که فقط دو روز بهت فرصت میدیم که بدهیتو با آقا کیارش صاف کنی وگرنه هرچی دیدی از چشم خودت دیدی!
سپس اسلحهشو نشونش میده بهروز با درماندگی از اونجا میره. فریبا با سوگند صحبت میکنه و میگه این سالن تشریفاتی که رفتم خیلی خوب بود میخوام همین اوکی بشه از همه نظر عالی و خاص بود و فضای مجازیو میترکونه، فقط من نگران عاقدم میخوای چیکارش کنی؟ بالاخره هر عاقدی قبول نمیکنه بیاد برای مراسم سوری! سوگند میگه اونو من حل کردم یه نفرو گیر آوردم بهش گفتم که عقد صورت گرفته فقط میخوایم به عنوان نمادین بیاین مراسم تا فیلم بگیریم اونم قبول کرده سپس به فریبا میگه بهتر نیست برای مراسم اون پسر کوچولو پارسارو با پدرشم دعوت کنی؟ بالاخره کمک بزرگی کرده بهت حتی میتونیم قبل از مراسم یه تفریحی براش جور کنیم با یه هدیه به پاس قدردانی فریبا استقبال میکنه و میگه فکر خوبیه. بهروز وقتی به خونه اش رسیده حالش خوب نیست که با همون لباسهاش خودشو میندازه تو استخر کیارش به بهداد زنگ میزنه و بهش میگه که الان وقتشه تو بد هچلی انداختمش برو تو کارش بهداد میگه مطمئنی؟ دردسر نشه!
کیارش میگه نه بدهی بالایی بالا آورده بعد ترسوندمش خالی هم هست بهداد قبول میکنه و میگه باشه دارم میرم پیشش. بهداد وقتی به خانه پیش بهروز میره اونو تو استخر میبینه که ازش میپرسه تو این هوای سرد چرا رفتی توی استخر؟ بهروز بهش میگه حالم اصلاً خوب نیست آقا بهداد اما ازش میپرسی که چی شده؟ بهروز میپیچونه که بهداد بهش میگه نکنه به خونه باغ و کیارش مربوطه؟ بهروز تایید میکنه که بهداد بهش میگه گفته بودم که زیادهروی نکنی حالا بگو چقدر بدهی بالا آوردی! بهروز بهش میگه صد تا بهداد با تعجب میگه ۱۰۰ میلیون؟ خب خودت که داری پرداخت کن دیگه بهروز میگه من هیچی ندارم بهداد با تعجب میگه مگه اول قرارداد سوگند بهت یه میلیارد نداد؟ بهروز تایید میکنه و میگه همش به باد رفت بهداد اونو سرزنش میکنه که چه جوری یه میلیاردو به باد دادی تازه ۱۰۰ میلیونم بدهکار شدی؟
او حسابی بهروزو میترسونه و میگه اونا اصلاً تو کارشون شوخی ندارن همین که الان سالم اومدی خونه یعنی شانس آوردی هر لحظه امکان داره از در و دیوار این خونه بریزن تو و تو همین استخر خفت کنن! بهروز حسابی ترسیده و ازش کمک میخواد بهداد میگه یه کاری برات سراغ دارم اما فکر نکنم تو رو قبول کنن چون تعداد فالوورت کمه بهروز میگه هرچی باشه چشم بسته قبول میکنم او بهش میگه باید یه سایت شرطبندیو تبلیغ کنی بهروز میگه این خطرناک نیست؟ بالاخره سایت شرط بندی جرمه تبلیغشم حتماً جرمه! بهداد میگه تهش میبرنت کلانتری میبینن بار اولته ازت تعهد میگیرن میارنت بیرون یا ته تهش ۶ ماه زندانه هرچی باشه بهتر از اینه که حتی فرداتو نبینی! بهروز قبول میکنه.
ترنم پیامی از ابراهیم دریافت میکنه او ویس ابراهیم را گوش میده که بهش گفته من برای فروختن یکی از کلیههام اومدم دبی گفته بودم برای آزاد کردن پدرم هر کاری میکنم اگه الان این پیامو دریافت کردی بدون که من واسم مشکلی پیش اومده برو سراغ بهداد اون این کارو برام جور کرده بود ترنم حسابی جا خورده و ترسیده و هرچی به ابراهیم زنگ میزنه میبینه بازم تلفنش خاموشه امانی میره برای پدرش آب بیاره وقتی برمیگردی پیش پدرش میبینه او از دنیا رفته او گریه میکنه فردای آن روز مراسم ختم پدرش سر خاک برگزار شده ترنم به شرکت رفته و از بهداد سوال میپرسه که ابراهیم کجاست بهداد میگه منم ازش خبری ندارم بعد از اون هفته هر چقدم پیگیر شدم ردی ازش پیدا نکردم! ترنم میگه یخ نبوده که تو گرمای دبی بخار شده باشه هرچی باشه شما میدونین و ازش میخواد که حداقل به واسطه زنگ بزنه اون حتماً خبری از ابراهیم داره بهداد بهش میگه اونا به منم جواب درست حسابی نمیدن چه برسه به تو!
ترنم کلافه شده و بهش میگه یا یه خبری از ابراهیم بهم میدی یا خودت میری دبی یا منو میفرستی بالاخره یه جوون اینجا گم شده باید بفهمیم که چه اتفاقی افتاده وگرنه مجبور میشم این فایلو برای پلیس بفرستم! سپس از آنچه میره پیش نسترن آنها با هم در حال حرف زدنند که نسترن استوری جدید بهروزو میبینه که سایت شرطبندیو تبلیغ کرده و حسابی جا میخوره با وایرال شدن این خبر پلیسها به دم در خانه بهروز میرن و او را دستگیر میکنند. سوگند و فریبا حسابی به هم ریختم و نمیدونن باید چیکار کنند بهداد به سامی زنگ زده و میگه هفته دیگه خودم میام دبی خسته شدم از پس اینجا تلاش کردم و به جایی نرسیدم...
دانلود سریال فریبا قسمت ۳۲ از شبکه سه
https://telewebion.com/episode/۰x۱۱a۰۳۲c۱
نظر شما